عبد الرحمن جامى

147

أشعة اللمعات ( فارسى )

نفس الامر ، و مىبينيم كه نمىسوزند و منعدم نمىشوند بلكه موجودند ؛ و در بعضى نسخ چنين است كه ، مىبينيم كه با رؤيت نمىسوزند ، و حينئذ مىبايد كه رؤيت را چون انتهاء بصر بر لازم معنى حمل كنند ، تا مناسب آن گردد كه اوصاف خلق را ادراك سبحات اثبات كرده است ؛ و چون شيخ مصنّف حجب را بر اسماء و صفات فرود آورد ، آن را تقسيم مىكند به نورانى و ظلمانى « 1 » ؛ پس مىگويد : « حجب نورانى ، چنان‌كه ظهور و لطف و جمال ، و ظلمانى چنان‌كه بطون و قهر و جلال ، نشايد كه » اين حجب كه اسماء و صفات است « مرتفع شود ؛ چه اگر حجب اسماء و صفات مرتفع شود ، احديّت ذات از پردهء عزّت بتابد ، اشياء به كلّى متلاشى شوند و ناچيز گردند ؛ چه انصاف اشياء به وجود واسطهء اسماء و صفات تواند بود هرچند وجود اشياء ذات است » كه وجود بحت و هستى ساذج است « امّا تجلّى ذات پس پردهء اسماء و صفات اثر نكند » ؛ زيرا كه اثر را از مناسبتى چاره نيست و ميان ذات - من حيث هى - و هيچ‌چيز مناسبتى نيست اگر مناسبتى هست ، من حيث الاسماء و الصفات است ؛ « 2 » « پس حجب او اسماء و صفات او تواند بود » نه صفات آدميّت ؛ چنان‌كه بعضى گفته‌اند ، « چنان‌كه صاحب قوت القلوب « 3 » فرموده : " حجب الذّات » - أي اللّه سبحانه - « بالصّفات و حجب الصّفات بالأفعال " » « 4 » و ظاهر است كه معنى احتجاب ذات به صفات و صفات به افعال تنزّل است از مرتبهء اطلاق ، و ما يقرب منها ، به مرتبهء تقيّد و تعيّن ، تا ادراك ممكن گردد ، نه آنكه از ادراك امرى ممكن الادراك مانع آيند ؛ پس در ايشان معنى مرآتيّت است نه حجابيّت ، بلكه ايشان

--> ( 1 ) . اسماء جلالى را حجب ظلمانى گويد و اسماء جمالى را حجب نورانى ، و اين تقسيم درست نيست . ( 2 ) . تجلّى بر دو قسم است : يكى تجلّى عينى - شهودى ، ديگرى تجلّى وجودى - ذاتى . تجلّى عينى - شهودى حقّ تعالى مثلا با اسماء مناسب قيامت تجلّى مىكند ، يعنى وجود مظاهر امكانيّه را به تجلّى ذاتى به فنا برگرداند و قيامت مصداق همين تجلّى است : نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ كه اسماء ، وارث و ملك وجود و ملك حقّ تعالى است ؛ امّا تجلّى شهودى آن است كه حقّ تعالى تجلّى مىكند با اسمائش به نفس سالك و سالك نيز اسماء و صفات حقّ تعالى را به عين بصيرت مشاهده مىكند . ( 3 ) . صاحب قوت القلوب محمد بن علىّ بن عطيهء حارثى مكّى ، مشهور به ابو طالب مكّى ، از مشايخ عرفان قرن چهارم است . نسبتش به سهل بن عبد اللّه تسترى مىرسد ، وى در سال 386 هجرى در بغداد وفات كرد . ( 4 ) . أى الخلائق .